حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
510
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
تسع و سبعين و مائه « 1 » ببغداد فرستاد ، و بنزديك سندىء « 2 » بن شاهك « 3 » محبوس كرد ، و روز جمعه پنج روز از ماه رجب كذشته ، سنهء ثلث و ثمانين و مائه « 4 » ببغداد وفات « 5 » يافت ، پس از
--> ( 1 ) . سال 179 هجرى . ( 2 ) . در اصل : سيدىء ، كه خطاست . ( 3 ) . يادى از او در هيچ يك از منابع مورد مراجعه نيامده ، و از گفته مؤرخين برمىآيد كه او يكى از صاحب منصبان ، و از نزديكان مورد اعتماد هارون الرشيد در بغداد بوده است . و به احتمال قوى ( با توجه به نام پدرش كه شاهك / تصغير شاه / بوده ) او همچون برامكه از ايرانيان خدمتگزار در دستگاه خلافت بوده ، و با خاندان برمكيان ، يا خصوص فضل بن يحيى برمكى خصومت و دشمنى داشته است ، شيخ مفيد در « الارشاد : 2 / 241 » هنگام گزارش وقايع دستگيرى موسى بن جعفر عليهما السلام و زندانىشدن آن حضرت در منزل فضل بن يحيى ، و پيامدهاى آن مىگويد : ( و أمر ( العباس بن محمد ) بالفضل فجّرد و ضربه السندى بين يديه مائة سوط ) . سندى بن شاهك در تمامى منابع اماميه به علت زندانىكردن امام در منزل خود ، و فشار و سختگيرى فراوانى كه بر آن حضرت وارد كرد ، و سپس به طور مستقيم در به شهادت رساندن آن حضرت ( به وسيله خورانيدن سمّ ، يا ريختن سرب گداخته در گلوى آن حضرت ) مورد لعن و نفرين و مذمت قرار دارد ، به گفته ذهبى در « سير اعلام النبلاء : 6 / 273 » سندى خواهرى داشت نيكوكار و باايمان ، كه در دوره زندانىبودن حضرت در منزل سندى به دو خدمت مىكرد ، و روايتى از او در عبادتهاى طولانى حضرت نقل شده است ، همچنين از عبد السلام بن سندى بن شاهك ، روايتى درباره وقايع پس از شهادت امام آمده است ، كه آنان براى سرپوش نهادن بر جنايت خود جماعتى از عدول را از كرخ ( منطقه شيعهنشين بغداد ) آورده و جنازه امام را به آنها نشان دادند ، كه حضرت به مرگ طبيعى از دنيا رفته است . يكى از نوادگان او به نام ابو الفتح محمود بن الحسين بن السندى بن شاهك ، معروف به كشاجم است از شاعران دوستدار اهل بيت عليهم السلام بشمار مىرود . ( 4 ) . سال 183 هجرى . ( 5 ) . به اتفاق تمامى مؤرخين و سيرهنگاران ، حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام در زندان هارون به شهادت رسيد . برخى اين جنايت را به سندى بن شاهك ، و برخى ديگر به يحيى بن خالد برمكى نسبت مىدهند ، عمري نسّابه در « المجدى : 106 » مىگويد : ( فأمر يحيى بن خالد السندى بن شاهك ، فلفه في بساط و غمّ عليه حتى مات عليه السلام ) ، نگاه كنيد به : الارشاد : 2 / 244 ، عمدة الطالب : 177 .